ششم
معلم بايد هميشه به آيندهي تمام دانشآموزانش اميدوار باشد. اگر تصورش اين باشد كه از دست رفتهاند، براي به كمال رسيدن آنان، تلاش نخواهد كرد.
|
راهي به آسمان : |
هرکس خودرأي باشد، به هلاکت مي رسد |
معلم بايد هميشه به آيندهي تمام دانشآموزانش اميدوار باشد. اگر تصورش اين باشد كه از دست رفتهاند، براي به كمال رسيدن آنان، تلاش نخواهد كرد.
موسيقيهاي غربي، هر چقدر هم كه زيبا و دلنشين حرف بزنند، براي من حرف نميزنند، حرف دل من را نميزنند. هر چقدر هم كه سعي كنند خود را آشنا جلوه دهند، باز هم غريبهاند و درد دل من را نميدانند.
وقتي انتظامي و سراج و شجريان، با سادهترين كلمات، حرفم را ميفهمند و از درد دل من ميگويند، غريبههاي غربي چارهاي جز پر و بال دادن به ظاهر براي غافل كردن من از محتوا ندارند.
تنهايي يعني خودت را ميان عدهاي بيابي كه حرفشان را نميفهمي؛ شايد حركاتشان و آدابشان به دلت بنشيند، اما اگر فرهنگت با فرهنگشان يكي نشود يا فرهنگشان را با فرهنگت جايگزين نكني، باز هم تنهايي. حتي اگر با لبخندي مليح، تحويلشان بگيري و تأييدشان كني؛ حتي اگر تظاهر كني كه از بودنشان خرسندي؛ حتي اگر توهم كني كه به زبان تو سخن ميپراكنند . . .
اي كبوتر كه نشستي روي گنبد طلا
هركجا پر ميكشي تو حرم امام رضا
من كبوتر بقيعم، با تو خيلي فرق دارم
جاي گنبد سرمو به روي خاكها ميذارم
خونهي قشنگ تو كجا و اين خونه كجا؟
گنبد طلا كجا قبراي ويرونه كجا؟

اونجا هركي ميپره طائر افلاكي ميشه
تو بقيع بال و پر كبوترا خاكي ميشه
اونجا خادما با زائر آقا مهربونند
اينجا زائرا رو از كنار قبرا مي رونند
تو كه هر شب مي سوزه صد تا چراغ دور و برت
به امام رضا بگو غريب تويي، يا مادرت؟
قيصر امينپور
ما انسانها موجودات سبكي هستيم. ثبات نداريم. با هر باد ملايمي، به اينسو و آنسو پرتاب ميشويم. هر موجي در دنيا به شدت تكانمان مي دهد. مگر اينكه خود را به تكيهگاهي مطمئن متصل كنيم و بهترين تكيهگاه را براي خود برگزينيم.
انساني كه به خدا توكل كند، دنيا با تمام كوه هاي استوارش، در مقابلش پر كاهي سبك است، در مشكلات تنها نيست. محتاج هيچ كس و هيچ چيز هم نيست.
اين روزها، همه تنها شدهايم.
اگر از نرمافزار Jet Audio استفاده ميكني، حتما از اين صفحه، پوستهي كاملا فارسي اين نرمافزار رو بردار و استفاده كن.
مدتي قبل، مردي پا به عرصه دينداري مردم نهاد كه با وجود كوچكي، خيلي زود مشهور شد. خيلي نگذشت كه تعداد زيادي مداح و خواننده، از اقصي نقاط ميهن سر برآوردند و سبك جناب هلالي را بهتر از خودش تقليد كردند.
مدتي قبل، مؤسسه فرهنگي روايت فتح، كتابهايي مؤثر و بهياد ماندني و از قضا پرفروش را منتشر كرد كه كيفيت مطالب آن با پشتوانهاي قوي و كارآمد، تضمين شدهاست. خيلي نگذشت كه انواع و اقسام كتابهايي كه با ظاهر سري كتابهاي « يادگاران » منتشر شده، جلوي چشممان ظاهر شد.
مدتي قبل، صبح هر روز برنامهاي از شبكه دوم سيما پخش ميشد كه عدهي زيادي از مردم در طول روز، موضوع صحبتشان را از اين برنامه دريافت ميكردند. خيلي نگذشت كه اين برنامه تمام شد و گروهي جديد، تمام توان خود را صرف ماكتسازي از اين برنامه مي كند. غافل از اينكه اگر خودشان باشند، مخاطبان خود را سادهتر خواهند يافت؛ كسي هم با برنامه پيشين مقايسهشان نخواهد كرد.
« تقليد » مي تواند گاهي راهگشا باشد؛ اما براي ما كه تنبلي پيشه كردهايم، راهكاري شده براي ارائه كارهاي كمي خلاقانه، بدون صرف فكر و هزينه. همين تقليدهاي كوركورانه، گاهي باعث ميشود كار اصلي هم از رونق بيافتد.
آخرين مطلب:
سه شنبه، 5 شهریور 1387
آخرين تغيير:
سه شنبه، 5 شهریور 1387
{ 227نوشته }
{ 1429نظر از دوستان }
{ 31بازتاب درباره مطالب }

اين وبلاگ داراي جواز زير است ليسانس Creative Commons.